خرید بک لینک

گفت اولین باره میبینم لاک ناخن دست و پای یه نفر یکی نیست. گفتم من چندان تابع مد نیستم هرکاری دلم بخواد انجام میدم. گفت مطمعنی؟ مطمعنی شجاعت انجام هر کاری رو داری؟ گفتم نه...

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۳۰ساعت 1 AM توسط |

برچسب: نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 0:34

نوشتن مدت هاست من رو از درد دل کردن بی نیاز کرده. و به دنبالش از آدم ها. هر جا که نیاز داشتم با کسی حرف بزنم اومدم و نوشتم. هر جا که حرف هام شخصی تر بود توی دفترم نوشتم. اما با کسی صحبت نکردم. تا این جای ماجرا خوبه. قضیه اونجایی وخیم میشه که دیگه هیچ حرفی از خودت نداری به دیگران بگی جز سلام علیک. نمی تونی حرف بزنی. همونجا که آقای ر گفت تو چیزی ماورای ظاهراتی و من مطمعنم نود درصد موقعیت هات رو به خاطر ابراز نکردنِ خودت و احساست از دست میدی. راست گفت متاسفانه. + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۳۰ساعت 9 PM توسط |

برچسب: نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 0:34

علی میگه مسا دیروز با یه دختر آشنا شدم. تو دلم کلی خندیدم. این پسری که من میشناسم حال و حوصله تعریف و تمجید و به به چه سری عجب پایی از دخترا رو نداره تا کم کم رامشون کنه . همون اول رک میره سر اصل ماجرا و گند میزنه به رابطه

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۷ساعت 4 PM توسط |

برچسب: نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

نمیخوام چیزی ازت بدونم. نمیخوام چیزی بهم بگی. میخوام تو بی خبری دوستت داشته باشم. بی هیچ سوالی. بی هیچ جوابی. ببوسمت. در آغوشت گم شم. عطر تنت رو به خاطر بسپرم و گرمای دست هات رو. و دوستت داشته باشم و دوستت داشته باشم و دوستت داشته باشم. و بعد برم سراغ سرنوشت خودم. و تنها چیزی که توی خاطرم بمونه، یاد نازنینی باشه که غریبه بود اما جسورانه دوستش داشتم...

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۸ساعت 12 AM توسط |

برچسب: نزدیک, نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

من خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن...

ابی

برچسب: الان,دقیقن,حالت,دچارم, نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

اصلن ثبات اخلاقی نداره. یه روز اینوریه یه روز اونوری. در نهایت خسته میشی و میکشی کنار. از اولش باید از اینجور آدم ها دوری کرد. قبل اینکه براشون انرژی بگذاری

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۸ساعت 11 AM توسط |

برچسب: زودتر,بهتر, نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

من بلد نیستم از آدم هایی که یک هو غیب میشن خبر بگیرم. فقط بلدم آدم هایی رو که کنارمند بی ادعا دوست داشته باشم و هواشون رو داشته باشم .

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۸ساعت 11 PM توسط |

برچسب: نبودشون,بهشون,میکنم, نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

هوا چنان بوی پاییز رو داره که جون می گیرم. که زندگی و شورش برای من از پاییز شروع میشه.

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۹ساعت 8 AM&nbsp توسط |

برچسب: نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

مدام به اعماق ذهنم رجوع میکنم و با خودم میگم اصولن تو این راهی که قدم گذاشتم که بسیار هم اشتباهه و خودم هم آگاهم دارم چه غلطی میکنم، باید عذاب وجدان داشته باشم اما تدارم. حتا یه ذره. چرا؟

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۹ساعت 11 PM توسط |

برچسب: هوم؟, نویسنده: آدرین رضایی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:17

صفحه بندی